نقش هنر و ادبیات در پرورش معلمان آینده‌نگر با رویکرد فرهنگی–تمدنی
کد مقاله : 1235-FUTURESTUDIES
نویسندگان
محمد حسین نیکی ملکی *1، آتنا سادگی2
1دانشجوی گروه آموزش الهیات دانشگاه فرهنگیان قم ایران
2دانشجوی کارشناسی دانشگاه فرهنگیان قم ، رشته علوم تربیتی، پردیس حضرت معصومه س ایران ، قم
چکیده مقاله
در این جهان پیچیده و پرشتاب قرن 21 ، پرورش «معلم آینده‌نگر» که بتواند فراتر از انتقال دانش، به تربیت شهروندانی خلاق، ناقد و مسئولیت‌پذیر برای دنیای فردا بپردازد، یک ضرورت انکارناپذیر است. هدف این پژوهش، تبیین نقش بنیادین هنر و ادبیات به مثابه ابزارهای قدرتمند در فرآیند پرورش چنین معلمانی است، اما نه به صورت عام، بلکه با اتکا به یک «رویکرد فرهنگی–تمدنی». این رویکرد بر این باور است که هنر و ادبیات، حاملان ارزش‌ها، هویت و تجربیات تاریخی یک تمدن هستند و می‌توانند به معلم آینده‌نگر ریشه‌های عمیق فرهنگی هدیه دهند تا از آن بستر، به نوآوری و آفرینش آینده‌ای مطلوب بپردازد. روش این پژوهش، تحلیل مفهومی کیفی و مرور نظام‌مند ادبیات نظری و تجربی مرتبط است. یافته‌ها نشان می‌دهد که هنر و ادبیات از چهار کانال اصلی به پرورش معلم آینده‌نگر کمک می‌کنند: ۱) تقویت تفکر انتقادی و تخیل خلاق از طریق مواجهه با چندبعدی‌ترین روایت‌ها و بازنمایی‌ها؛ ۲) تعمیق هویت فرهنگی و تعلق به تمدن که به معلم «قطب نما» و انگیزه‌ای برای ساختن آینده‌ای در خور آن هویت می‌بخشد؛ ۳) پرورش هوش هیجانی و همدلی از طریق درک تجربیات زیسته دیگران در آثار هنری و ادبی؛ و ۴) توانمندسازی برای «روایت‌گری آینده» یعنی توانایی تصویرسازی و ساختن سناریوهای مطلوب برای آینده جامعه. نتیجه‌ اینکه، ادغام هدفمند هنر و ادبیات با رویکرد فرهنگی–تمدنی در برنامه‌های درسی تربیت معلم، می‌تواند از یک تحول بنیادین در کیفیت و جهت‌گیری نظام آموزشی کشور حمایت کرده و معلمانی را تربیت کند که فعال و سازگار هستتند.
کلیدواژه ها
معلم آینده‌نگر، هنر و ادبیات، رویکرد فرهنگی–تمدنی، تربیت معلم، تفکر انتقادی، هویت فرهنگی.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی